وسعت زندگي
با تو بیقرار.... بی تو بیقرار....
عیدتون مبارک... التماس دعا راستی چرا وقت عیدا و شهادتا یاد دعا کردن و خدا می افتیم؟؟؟؟!!!!!!!!!!! خودمم نمی دونم!!!!!! دلم می خواد چشمامو ببندم و دیگه بازشون نکنم فقط کاش بهشت و جهنمی وجود نداشت.... چرا با خودم می جنگم؟ چرا با تو می جنگم؟ چرا با خدا می جنگم؟!!!!! برای تو می نویسم.... قامتم خمیده است می دانم چند روزی بیش باقی نخواهد ماند پیش از آنکه فروافتد بادا که خداوند مرا به آن کرانه رساند دعا کردم: خدایم بس سرگردان بوده ام! راه گم کرده را به خانه رسان..... دستان تو... گرمای عطشان آور خورشید است در یخبندان سوزناک دلم دستان تو.... نوازش بیقرار کبوتر بی پناه دلم در طوفان سردر گمی های دلم دستان تو ... سکوت دلنواز دلبستگی است در هیاهوی فریادهای تنهایی های دلم دستانت را می طلبم در بهار بودن ها و خزان نبودن هایت... پنجره مات است از بخار شیشه با سر انگشتانم راهی باز می کنم برای تماشا کوهی در آغوش ابرهای غلتان درختی عریان تر از ذهن پریشانم آسمانی پر از پارگی بی پروای بغض هایش... و زمینی که سخاوتمندانه اشک های آسمان را به جان می خرد برای التیام ترک های دلش.... برگها که صدای حقارتشان زیر پای عابر تنها تازیانه می شود بر پیکرم همه یعنی پاییز عاشقانه می دارمش.... یادمه هر وقت کار بد می کردم و خدا ازم عصبانی بود تورو واسطه می کردم تا باهام آشتی کنه!!!! اما حالا نمی دونم بازم واسه ام پا در میونی می کنی؟؟؟؟!!!!! تولدت مبارک عیدیه ما یادت نره!!!!! حیف که در این اتاق کوچک زیر نگاه سرد مهتاب روی بخار شیشه ها درد هایم را نمی توانم بنویسم که شبنم های روی شیشه رسوایم می کنند... یادم می آید نرم نرمک لحظه ی رویش شکوفه های مهر تو در ترکهای روحم یادم می آید لحظه ی جذبه ی نگاه تو را بر تلالو تاریک اشک هایم یادم می آید طلوعت را... حضورت را... اما به یاد نخواهم آورد عبورت را... شاید این خنده که امروز دریغش کردی آخرین فرصت همراهی ماست..... به تو مدیونم همیشه وقتی اسمتو می آرم نبض لحظه تازه می شه... خدایا همیشه مدیونتم همیشه ممنونتم.... آسمانی که بالای سر من است بالای سر تو هم هست و ما همیشه ی خدا یک چیزی مشترک داریم که به آن نگاه کنیم و این همه فاصله را هیچ پنداریم... در دلم آرزوي آمدنت مي ميرد رفته اي اينك.... اما آيا باز برمي گردي؟؟؟؟؟ چه تمناي محالي دارم..... خنده ام مي گيرد!!!!! (دكتر مصدق) آه اگر در این شبهای سرد خیالت با من نبود از سرمای نبودنت بی شک مرده بودم..... ![]()

![]()

| Design By : Night Skin |


